
زمانی که طوفان تمام شود، دیگر به یاد نمیآورید که چگونه از آن گذر کردید و چگونه توانستید از آن نجات پیدا کنید. حتی مطمئن نیستید که طوفان به پایان رسیده است یا نه. اما یک چیز را خوب میدانید: اینکه وقتی از طوفان بیرون بیایید، دیگر آن کسی نیستید که در ابتدا به دام آن افتادید. طوفان همین است.
مت هیگ در این کتاب خواندنی و تاثیرگذار، میداند چه میشود که به طوفان افسردگی و اضطراب وارد میشویم، زمانی که در آن هستیم چه حسی دارد، و چه میشود که سرانجام از آن بیرون میآییم. او در این کتاب با شرح داستان خودش که داستان آدمهای بسیاری بوده و هست، دست خواننده را میگیرد، صمیمانه با او حرف میزند و حقایقی را از سر تجربه برای او بازگو میکند. چه در طوفان باشید چه بیرون از آن، چه خود یک بازیگر باشید چه تنها یک نظارهگر، میتوانید درکی از واقعیت در قفس بودن را بدست آورید تا به خود یا دیگران برای رهایی از آن کمک کنید.
