چاپ کتاب

انتشارات اندیشمند

حریر امواج

حریر امواج

متن پشت جلد کتاب

«شاید خواب دیدم.» نشست و به سنگی تکیه داد، به‌ یاد آورد همه‌ی آن راه سختی را که با ابراهیم رفته بود و در آخر کار هم، آن اتفاقی که می‌ترسید به سرش آمد. اختر روی دو زانو نشست تا بتواند از جایش بلند شود، اما پاهایش به فرمانش نبودند. راهی که اسماعیل ادعا می‌کرد خودش پیدا کرده بود. نگاه اختر در تاریکی غلیظی فرورفت. اسماعیل گفته بود بعد از کوه دشتی‌ است و بعد هریرود که مرز افغانستان است. پاچه‌های بلند شلوارش را برای چندمین بار بالا زد. تکانی به خودش داد و روی پاهایش ایستاد. دو بازویش را در بغل گرفت و به آسمان خیره شد، دوباره شروع کرد به لرزیدن.

محبوب ترین کتاب ها
چا پ کتاب فرهنگ اصطلاحات عامیانه انگلیسی فارسی
نشر فرهنگ اصطلاحات عامیانه انگلیسی فارسی
عاشقانه های مردانه از هزاره‌های قبل از میلاد تا امروز
چاپ کتاب عاشقانه های مردانه از هزاره‌های قبل از میلاد تا امروز
وکیل خودت باش (راهنمای جامع مهاجرت به کانادا)
چاپ کتاب وکیل خودت باش (راهنمای جامع مهاجرت به کانادا)
کاربرد روش QFD در تلفیق پتنت‌ها و تکنولوژی‌ها
چاپ کتاب کاربرد روش QFD در تلفیق پتنت‌ها و تکنولوژی‌ها
پلی اتیلن مبانی طراحی و تکنولوژی‌های تولید
چاپ کتاب پلی اتیلن مبانی طراحی و تکنولوژی‌های تولید
مراقبت‌های ویژه قلب و عروق
چاپ کتاب مراقبت‌های ویژه قلب و عروق
آخرین اخبار
پرفروشترین کتاب
کتابِ کار مهارت‌های اضطرابی
کتابِ کار مهارت‌های اضطرابی
پربازدیدترین کتاب
روایت دارالخلافه
روایت دارالخلافه